دیکشنری فارسی

duck soup

معنی فارسی

سهل اسان کار اسان وسهل.

معنی کامل و مثال‌ها

● (امریکا - خودمانی) آسان، مثل آب خوردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. any undertaking that is easy to do “marketing this product will be no picnic”

واژه‌های دیگر با معنی «سهل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن