دیکشنری فارسی

dudgeon

UKdʌdʒən US'dʌdʒən

معنی فارسی

غيظ رنجش اوقات تلخي دسته خنجر

مترادف‌ها

noun
Anger, resentment, indignation, ire, malice, ill will.

واژه‌های دیگر با معنی «غيظ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن