دیکشنری فارسی

dumbbell

US'dʌm'bel

معنی فارسی

دنبل

معنی کامل و مثال‌ها

/dum´bel´/n.

● دامبل (دمبل)

● (خودمانی) احمق، بی‌شعور، پخمه، هالو

تعریف انگلیسی

noun
  1. an exercising weight; two spheres connected by a short bar that serves as a handle
  2. an ignorant or foolish person

واژه‌های دیگر با معنی «دنبل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن