each other UKiːtʃʌðər معنی فارسی همديگر يکديگر واژههای دیگر با معنی «همديگر» self repelling دافع همديگر internecine کشنده همديگر، متضمن کشتاراز دوسو، ادم کش intraservice support پشتيبانيهاي قسمتها از همديگر log rolling دسته بندي سياسي که درآن همديگر، رابستايندوياري کننداصول نان بهم قرض دادن friendly society انجمن تعاوني)که اعضاي ان همديگر، رادرتنگدستي ياپيري ياري ميکنن cross voting راي دادن دوطرف مخالف براي همديگر blind date قرار ملاقات ميان زن ومردي که همديگر را، نميشناسند. one an other يک ديگر، همديگر one another يک ديگر، همديگر one a يکديگر، همديگر