educete معنی فارسی تحصيل کردن واژههای دیگر با معنی «تحصيل کردن» earn تحصيل کردن، بدست اوردن، دخل کردن toi mug at سخت تحصيل کردن procure بدست اوردن، تحصيل کردن، فراهم کردن entomologize حشره شناسي، تحصيل کردن، درحشره شناسي کارکردن etymologize اشتقاق، (کلمه اي) راپيداکردن، تحصيل علم اشتقاق کردن win بردن در، پيروز شدن در، فاتح شدن در