دیکشنری فارسی

efflux

US'efləks

معنی فارسی

بيرون ريزي ريزش جريان گذشتن يامرورزمان

معنی کامل و مثال‌ها

/ef´fluks´/n.

● برون شاریدگی، برون ریزی

● فیض، نشات، ساطع شدگی

● (چیزی که به بیرون بریزد) برون ریزه، برون شاره، زیرآب

● پایان (effluxion هم می‌گویند)

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'effluxus', past participle of 'effluere' meaning 'to flow out'.

مثال

  • The efflux of time is a concept often explored in philosophy.
  • The efflux of water from the dam was controlled to prevent flooding.
  • The efflux of people from the concert was orderly and calm.

ترکیب‌های رایج

Efflux of time Efflux of water Efflux of heat

تعریف انگلیسی

noun
  1. the process of flowing out

مترادف‌ها

noun
1. Flow, effusion.
2. Emanation, effluence.

واژه‌های دیگر با معنی «بيرون ريزي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن