elasped معنی فارسی منقضي فوت شده واژههای دیگر با معنی «منقضي» elapse گذشتن، منقضي شدن expire سپري شدن، سرامدن، منقضي شدن terminate به پايان رساندن، خاتمه دادن، منقضي کردن