دیکشنری فارسی

else

UKels USels

معنی فارسی

ديگر جزاين والا وگرنه ورنه

معنی کامل و مثال‌ها

/els/adj., adv.

دیگر

somebody else

کسی دیگر

when else can we meet?

چه وقت دیگر می‌توانیم ملاقات کنیم‌؟

if they don't let me in at home, where else can I go?

اگر مرا در خانه‌ام راه ندهند کجا می‌توانم بروم‌؟

I need nothing else

چیز دیگری نیاز ندارم.

اضافه، بیشتر

is there anything else?

کار (چیز) دیگری هم هست‌؟

(پس از ضمیر می‌آید) مال دیگری، از آن دیگری

you ate your own ice cream; you can't eat anyone else's!

بستنی خودت را خوردی، نمی‌شود مال دیگری را هم بخوری‌!

I have lost my own shoes and nobody else's (shoes) fit me!

کفش‌های خودم را گم کرده‌ام و کفش های هیچکس دیگر به پایم نمی‌خورد!

وگرنه، والا

study, (or) else you will fail!

درس بخوان وگرنه رد خواهی شد!

ریشه و کاربرد

Adverb, Conjunction, Adjective

In addition; besides.

ریشه

Old English elles ‘otherwise’, of Germanic origin; related to Dutch and German anders ‘other’.

مثال

  • What else can we do?
  • Is there anything else you need?
  • I don't want to go anywhere else.

ترکیب‌های رایج

Or else What else Who else Anywhere else Someone else Something else

مترادف‌ها

I. adjective, pronoun
Other.
II. adverb, conjunction
1. Otherwise.
2. Besides.

واژه‌های دیگر با معنی «ديگر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن