entracte معنی فارسی ميان پرده نقس کش فاصله ميان دوپرده واژههای دیگر با معنی «ميان پرده» iteract فاصله ميان دو پرده، آنترکت interact فاصله ميان دو پرده در نمايش، انترکت، کارمختصردر ميان دوکارديگر intermezzi نمايش کوتاه در ميان پرده هاي نمايش جدي intermezzo نمايش کوتاه در ميان پرده هاي نمايش جدي mediastinum قاسم الصدر، ميان پرده interlude ايست، در ميان دو پرده، بادخور divertissement سرگرمي، بالت يا نمايش بين پرده هاي نمايش.، ميان پرده diaphrgam ديافراگم، ممبران، ميان پرده achromatic بيرنگ، رنگ ناپذير، بي تغيير achromatically بيرنگ، رنگ ناپذير، بي تغيير