espressivo معنی فارسی باحالت واژههای دیگر با معنی «باحالت» feverishly باحالت تب، بابيقراري friskily باحالت شوخ، بطوربشاش jolliness باحالت خوش، شوخ وار queasily باحالت تهوع ragingly باحالت خشمگين، طغيان کنان، شورش کنان expressively چنانکه مقصودرابرساند، با افاده معني يامقصود، باحالت huffily ازروي کج خلقي، ازروي زودرنجي، باحالت قهر furiously باخشم زياد، ديوانه وار، باحالت اتشي expressive پرمعني، رساننده (مقصود)، زباندار