exceptor معنی فارسی استثناکننده معترض نکته گير ايرادگير خرده گير واژههای دیگر با معنی «استثناکننده» exclusive انحصاري، جلوگيري کننده ازدخول ديگران، استثناکننده exceptive استثنائي، استثنادار، استثناکننده