دیکشنری فارسی

exciter

UKiksaitər

معنی فارسی

برانگيزنده مهيج محرک اشوب گر برق روشن کن

معنی کامل و مثال‌ها

/ek sīt´ǝr, ik-/n.

(شخص یا چیز) انگیزان، برانگیزان، شورانگیز

(الکترونیک - مولد کوچکی که برای راه انداختن مولد یا ماشین بزرگتر نیرو تولید می کند) مولد راه انداز، زایای راه انداز، استارتر، آغازگر

واژه‌های دیگر با معنی «برانگيزنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن