irritant
UKiritənt
US'ıərətənt
معنی فارسی
برانگيزنده تحريک کننده سوزش اور خراش اور عامل محرک خشم اور
معنی کامل و مثالها
/ir´i tǝnt/adj., n.
● آزردگی انگیز، آنچه که موجب تحریک و آماس شود، محرک، حساسیتزا، التهابآور، آزردگر، آزارنده، افگارگر، افژولگر، افژولنده
noise was a constant irritant
سر و صدا دایما (ما را) آزار میداد.