expellant معنی فارسی بيرون اندازنده خارج کننده دافع داروي دافع مسهل واژههای دیگر با معنی «بيرون اندازنده» expellent بيرون اندازنده، خارج کننده، مسهل extrusive بيرون اندازنده، اخراج کننده، بيرون امده ejector بيرون اندازنده، بيرون کننده knock out ناتوان سازنده، زمين زن، بيرون اندازنده ejaculatory دافع، منزل، بيرون اندازنده (مني)