دیکشنری فارسی

extrusive

معنی فارسی

بيرون اندازنده اخراج کننده بيرون امده

معنی کامل و مثال‌ها

/eks trōō´siv/adj.

بیرون زده، برون پریده، ورقلمبیده، برون رانده، دفع شده

متمایل به بیرون زدن یا ورقلمبیدن

(زمین شناسی) خروجی، برون راندی

extrusive rocks

سنگ‌های برون راندی

ریشه و کاربرد

Adjective

Relating to or formed by extrusion.

ریشه

From Latin 'extrudere' meaning 'to thrust out'.

مثال

  • Extrusive rocks are formed from magma above the earth's surface.
  • The extrusive process can lead to the creation of interesting geological formations.
  • Lava is an example of an extrusive substance.

ترکیب‌های رایج

Extrusive rock Extrusive process Extrusive volcano

واژه‌های دیگر با معنی «بيرون اندازنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن