expulse معنی فارسی بيرون انداختن ، منفصل کردن ، بيرون دادن (يا اوردن) ، خارج کردن واژههای دیگر با معنی «بيرون انداختن» expel بيرون انداختن، منفصل کردن، بيرون دادن (يا اوردن) eject بيرون انداختن، دفع کردن، بيرون کردن extrude بيرون انداختن، بيرون کردن throw out بيرون انداختن. derail ازخط بيرون انداختن ungear از دنده بيرون انداختن، بي دنده کردن excrete دفع کردن، بيرون انداختن protrude جلو بردن، پيش بردن، بيرون انداختن belch آروغ زدن، مانند آروغ بيرون آمدن، بشدت بيرون انداختن vomit قي کردن، برگرداندن، استفراغ کردن