دیکشنری فارسی

extrude

معنی فارسی

بيرون انداختن بيرون کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/eks trōōd´, ik strōōd´/vt.,vi.

● بیرون دادن، (با فشار) خارج کردن، دفع کردن، برون افکندن، برون پراندن، برون راندن، برون پریدن

to extrude toothpaste from a tube

با فشار خمیر دندان را از لوله خارج کردن

worms extrude their fecal matter gradually

کرم‌ها مواد سرگینی خود را کم کم دفع می‌کنند.

lava was extruding from mountain fissures

گدازه‌های آتشفشانی از شکاف‌های کوه به بیرون جهش می‌کرد.

● بیرون زدن، ورقلمبیدن، ورقلمباندن

an insect that was extruding its proboscis

حشره‌ای که خرطومچه‌ی خود را بیرون داده بود

land masses extruding into the sea

توده‌هایی از خشکی که در دریا جلو رفته است

● (فلز کاری و پلاستیک سازی - عبور دادن فلز یا پلاستیک داغ از یک سوراخ شکل دار برای ساختن الیاف و سیم و غیره) روزن رانی کردن، (از پرس سیم سازی یا الیاف سازی) گذراندن، رد کردن (از میان حدیده یا قالب) (با: کشیدن یا draw فرق دارد)، با فشار از قالب رد کردن

* extruder, n.

دستگاه روزن رانی، ماشین ریخته گری فشاری، پرس سیم سازی

* extrusion, n.

روزن رانی، برون رانی

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from Latin 'extrudere' meaning 'to thrust out', from 'ex-' meaning 'out' + 'trudere' meaning 'to thrust'.

مثال

  • The machine extrudes the plastic into long thin sheets.
  • The toothpaste is extruded onto the brush.
  • The factory extrudes metal rods for various applications.

ترکیب‌های رایج

Extrude plastic Extrude metal Extrude dough Extrude material Extrude wire

تعریف انگلیسی

verb
  1. form or shape by forcing through an opening “extrude steel” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

مترادف‌ها

verb active
Expel, eject, push out, force out, thrust out.

واژه‌های دیگر با معنی «بيرون انداختن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن