دیکشنری فارسی

eyebrow

UKaibrau US'aıb'rau

معنی فارسی

ابرو ، گچ بري هلالي دربالاي پنجره

معنی کامل و مثال‌ها

/-brou´/n.

● ابرو

arched eyebrows

ابروی کمانی

● (کالبد شناسی) استخوان ابرو، استخوان بالای چشم

* raise (or lift) an eyebrow

ابرو بالا کشیدن (به نشان شگفتی یا ناباوری یا ناخشنودی)

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'eye' + 'brow', used since the Old English period.

مثال

  • She has very thick eyebrows.
  • He raised an eyebrow in surprise.
  • Some people pluck their eyebrows to shape them.

ترکیب‌های رایج

Raise an eyebrow Pluck eyebrows Thick eyebrows Thin eyebrows

تعریف انگلیسی

noun
  1. the arch of hair above each eye

واژه‌های دیگر با معنی «ابرو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن