factum معنی فارسی ياد داشت واژههای دیگر با معنی «ياد داشت» note ياد داشت، مامه غير رسمي يا کوتاه، سند annotation ياد داشت، حاشيه، تفسير reminder ياد داشت، ياداوري نامه، تذکاريه bordereau ياد داشت writing pad دسته ياد داشت، زير دستي، زير مشقي notelet ياد داشت کوچک، ياد داشت کوتاه credit note ياد داشت دريافت record prices بهترين نرخ هائي که تاکنون ياد داشت يا ثبت، شده record ثبت، ياد داشت، دفتر reminiscence خاطره، ياد داشت، يادبود