دیکشنری فارسی

falsehood

UKfɔːlshud US'fæls'hu:d

معنی فارسی

دروغ سخن دروغ کذب

معنی کامل و مثال‌ها

/fôls´hood´/n.

دروغ بودن، کذب، دروغبود، فریبکاری

the falsehood of this accusation is obvious

دروغ بودن این اتهام آشکار است.

دروغ گویی، دروغ پردازی، (شهادت یا اظهار) دروغ

he told many falsehoods about me

او دروغ‌های زیادی درباره‌ی من گفت.

عقیده غلط، دژباور، رمژک باور، خطای فکری، کژاندیشی، وهم اندیشی، رمژک اندیشی، عدم صحت

تعریف انگلیسی

noun
  1. a false statement
  2. the act of rendering something false as by fraudulent changes (of documents or measures etc.) or counterfeiting

مترادف‌ها

noun
1. Falsity, want of truth, inconformity to fact or truth.
2. Untruth, lie, fabrication, fiction, false assertion, fib.
3. Imposture, counterfeit, cheat.

واژه‌های دیگر با معنی «دروغ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن