دیکشنری فارسی

fascia

UKfæʃiə

معنی فارسی

بند نوار هزاره برجسته پوشش وتري خط دايره رنگي

معنی کامل و مثال‌ها

/fash´ē ǝ,fash´ǝ/n., pl.

(انگلیس) داشبرد اتومبیل

(انگلیس) تابلو مغازه

تسمه، باریکه، روبان، نوار

(کالبد شناسی) نوار پیوندی

(معماری) گچبری نواری (به ویژه در بالای ستون)، نواره (از چوب یا گچ و غیره)

تعریف انگلیسی

noun
  1. instrument panel on an automobile or airplane containing dials and controls “Regions: Britain”
  2. a sheet or band of fibrous connective tissue separating or binding together muscles and organs etc

واژه‌های دیگر با معنی «بند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن