fascia
UKfæʃiə
معنی فارسی
بند نوار هزاره برجسته پوشش وتري خط دايره رنگي
معنی کامل و مثالها
/fash´ē ǝ,fash´ǝ/n., pl.
● (انگلیس) داشبرد اتومبیل
● (انگلیس) تابلو مغازه
● تسمه، باریکه، روبان، نوار
● (کالبد شناسی) نوار پیوندی
● (معماری) گچبری نواری (به ویژه در بالای ستون)، نواره (از چوب یا گچ و غیره)
تعریف انگلیسی
noun
- instrument panel on an automobile or airplane containing dials and controls “Regions: Britain”
- a sheet or band of fibrous connective tissue separating or binding together muscles and organs etc