دیکشنری فارسی

fash

معنی فارسی

ازردن. رنجه آزار اذيت

معنی کامل و مثال‌ها

/fash/vt., vi., n.

(اسکاتلند)

اذیت کردن، رنجه داشتن

رنجه، آزار، اذیت

مترادف‌ها

I. verb active
[Scotch.] Vex, tease, plague, harass, torment, perplex, trouble, worry.
II. noun
[Scotch.] Trouble, care, anxiety, vexation.

واژه‌های دیگر با معنی «ازردن.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن