faucial معنی فارسی حلقي، وابسته به حلق وگلو. واژههای دیگر با معنی «حلقي» glossopharyngeal زباني حلقي، مربوط به زبان و حلق. barylalia گفتار بيخ حلقي glossopharyngeal nerve عصب زباني - حلقي nervus glossopharyngeus عصب زباني - حلقي jugular گلويي، حلقي، گردني guttural گلويي، حلقي، حرف گلويي pharyngal وابسته به گلوگاه، حلقي pharyngeal وابسته به گلوگاه، حلقي pharynx وابسته به گلوگاه، حلقي faucal گلويي، حلقي