دیکشنری فارسی

faultless

UKfɔːltləs

معنی فارسی

بي گناه بي تقصير بي عيب

معنی کامل و مثال‌ها

/-lis/adj.

بی‌عیب و نقص، بی‌کاستی، کامل

بی‌تقصیر، بی‌رمژک، بی‌مانید

مترادف‌ها

adjective
1. Perfect, without blemish, without fault, free from defect.
2. Innocent, guiltless, blameless, stainless, sinless, immaculate, spotless.

واژه‌های دیگر با معنی «بي گناه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن