feal معنی فارسی وظيفه شناس نمک شناس باوفا. واژههای دیگر با معنی «وظيفه شناس» duteous وظيفه شناس، فرمانبردار، مطيع dutiful وظيفه شناس، فرمانبردار، مطيع loyal با وفا، وفادار، صادق