دیکشنری فارسی

feasting

UKfiːstiŋ US'fi:stıŋ

معنی فارسی

مهماني بزم وليمه جشن خوش گذراندن مهماني دادن (به) عيد

تعریف انگلیسی

noun
  1. eating an elaborate meal (often accompanied by entertainment)

واژه‌های دیگر با معنی «مهماني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن