دیکشنری فارسی

feaze

معنی فارسی

بازکردن ريش ريش کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/fēz, fāz/vt.

● رجوع شود به: faze

مترادف‌ها

verb active
Untwist (as the end of a rope), ravel, ravel out, unravel.

واژه‌های دیگر با معنی «بازکردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن