دیکشنری فارسی

pave

UKpeiv USpeıv

معنی فارسی

فرش کردن اماده کردن بازکردن صاف کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/pāv/vt.

(جاده و خیابان و غیره را با سنگ یا آسفالت و غیره) فرش کردن، آسفالت کردن، سنگفرش کردن

that street was paved with triangular stones

آن خیابان با سنگ‌های سه گوش فرش شده بود.

a paved road

جاده‌ی آسفالته

پوشاندن، رویه گذاری کردن

the tables were paved with green marble

میزها با رویه‌ای از مرمر سبز پوشانده شده بودند.

(مجازی) هموار کردن

the path of reform is to be paved with popular struggle

راه اصلاحات را باید با کوشش مردم هموار کرد.

* pave the way (for)

راه را (برای کاری) باز کردن، تسهیل کردن

his election paved the way for land reforms

انتخاب شدن او اصلاحات ارضی را تسهیل کرد.

ریشه و کاربرد

Verb

To cover a surface with a hard material such as stone, concrete, or asphalt.

ریشه

Derived from the Middle English word 'paven', meaning 'to cover with pavement'.

مثال

  • They decided to pave the driveway with interlocking bricks.
  • The city plans to pave the main street next month.
  • The construction crew is working to pave the new highway.

ترکیب‌های رایج

Pave the driveway Pave the main street Work to pave Parking lot was paved

واژه‌های دیگر با معنی «فرش کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن