febriferous معنی فارسی تب خيز واژههای دیگر با معنی «تب خيز» feverous تب خيز، تب دار febrifacient تب اور، تب خيز febrific تب اور، تب خيز feverish تب دار، بيقرار، تب خيز febile وابسته به تب، داراي حالت تب، تبدار kala-azar کالا آزار، بيماري عفوني است که ميزان مرگ و مير ناشي، از آن زياد است اين بيماري در کناره هاي مديترانه