feculent
معنی فارسی
گل الود تيره درد دار رسوب دار
معنی کامل و مثالها
/-lǝnt/adj.
● سرگیندار، سرگینوار، سرگینی، ککه مانند، سرگینسان
● کثیف، نجس، چرکین، متعفن
تعریف انگلیسی
adjective
- foul with waste matter
مترادفها
adjective
Turbid, muddy, thick, foul, dreggy.