feeds
UKfiːdz
USfi:dz
معنی فارسی
خوراک دادن غذادادن پروردن خوراندن چريدن در زيستن خورد
خوراک دادن غذادادن پروردن خوراندن چريدن در زيستن خورد
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن