feint
معنی فارسی
بهانه وانمود نمايش دروغي تظاهر خدعه وانمودکردن فريب
معنی کامل و مثالها
/fānt/n., vi., vt.
● وانمود، تظاهر، (در مشتزنی یا عملیات جنگی ـ برای گمراه سازی حریف تظاهر به حمله کردن) تک نمایی، حملهی دروغی، حملهی وانمودین، وانمودگری، فریبکاری
the movement of enemy tanks was no more than a feint
جنبش تانکهای دشمن چیزی جز وانمود نبود.
● وانمود کردن، (ارتش و مشت زنی و شمشیر بازی و غیره) حملهی دروغین کردن، تک نمایی کردن، حملهی وانمودین کردن، وانمودگری کردن، فریبکاری کردن
he feinted a movement to the left but suddenly attacked toward the right
او وانمود کرد کهمیخواهد به چپ برود ولی ناگهان به طرف راست حمله کرد.
تعریف انگلیسی
- any distracting or deceptive maneuver (as a mock attack)
- deceive by a mock action “The midfielder feinted to shoot” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”
مترادفها
noun
1. Pretence, blind, make believe, false appearance.
2. (Military) Mock attack, pretended movement.