دیکشنری فارسی

feisty

UKfestiː US'faıstı

معنی فارسی

عصباني، حساس، فراوان، چابک.

پر جنب و جوش، پر حرارت، پر شور و شر

معنی کامل و مثال‌ها

/fīs´tē/adj.

● (عامیانه)

● دعوایی، جنگی، پرخاشگر

a feisty little dog

سگ کوچک دعوایی

● پر جنب و جوش، پر حرارت، پر شور و شر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. showing courage “the champion is faced with a feisty challenger”
  2. quick to take offense

واژه‌های دیگر با معنی «عصباني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن