festered
UKfestəd
معنی فارسی
چرک فساد جراحت زخم فسادجمع کردن فاسدشدن متعفن شدن
چرک فساد جراحت زخم فسادجمع کردن فاسدشدن متعفن شدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن