دیکشنری فارسی

figment

UKfigmənt

معنی فارسی

خيال وهم سخن جعلي

معنی کامل و مثال‌ها

/fig´mǝnt/n.

● توهم، نهازش، گمان ساخت

a figment of his imagination

ساخته و پرداخته‌ی تخیل او

تعریف انگلیسی

noun
  1. a contrived or fantastic idea “a figment of the imagination”

مترادف‌ها

noun
Invention, fiction, fabrication, fable.

واژه‌های دیگر با معنی «خيال»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن