دیکشنری فارسی

filum

معنی فارسی

رشته ليفي، ساختمان ليفي ورشته اي، نسج.

معنی کامل و مثال‌ها

/fī´lǝm/n., pl.

● (کالبد شناسی - هر بخش یا اندام ریسمان مانند) اندام ریسمانی، ریسمانه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a threadlike structure (as a chainlike series of cells)

واژه‌های دیگر با معنی «رشته ليفي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن