دیکشنری فارسی

firebrand

US'faıəb'rænd

معنی فارسی

نيمسوز اتش پاره ادم فتنه انگيز

معنی کامل و مثال‌ها

/-brand´/n.

● چوب آتش گرفته، ترکه‌ی مشتعل (که با آن آتش می افروزند)، نیم سوز، اخگر

● (آدم) آتش افروز، آتش پاره، آشوب آفرین، شورش انگیز

تعریف انگلیسی

noun
  1. a piece of wood that has been burned or is burning
  2. someone who deliberately foments trouble “she was the instigator of their quarrel”

مترادف‌ها

noun
1. Brand.
2. Incendiary, agitator.

واژه‌های دیگر با معنی «نيمسوز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن