دیکشنری فارسی

firstborn

US'fə:s'tbɔ:n

معنی فارسی

نخست زاده ارشد فرزند ارشد.

معنی کامل و مثال‌ها

/fu_rst ´bôrn´/adj., n.

فرزند ارشد، نخست زاده

her firstborn is named Jahangir

فرزند ارشدش جهانگیر نام دارد.

واژه‌های دیگر با معنی «نخست زاده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن