دیکشنری فارسی

firstly

UKfəːstliː US'fə:stlı

معنی فارسی

اولا نخست (انکه)

معنی کامل و مثال‌ها

/fu_rst´lē/adv.

● اولا، نخست (آنکه)، در وهله‌ی اول، در آغاز

تعریف انگلیسی

adverb
  1. before anything else “first we must consider the garter snake”

واژه‌های دیگر با معنی «اولا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن