دیکشنری فارسی

fitch

USfıtʃ

معنی فارسی

راسو ، ضربان ،

موي راسوياقلم مويي که ازان بسازند

معنی کامل و مثال‌ها

/fich/n.

● رجوع شود به: fitchew) polecat و fitchet هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. dark brown mustelid of woodlands of Eurasia that gives off an unpleasant odor when threatened

واژه‌های دیگر با معنی «راسو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن