دیکشنری فارسی

weasel

UKwiːzl US'wi:zəl

معنی فارسی

راسو

معنی کامل و مثال‌ها

/wē´zǝl/vi., n., pl.

(جانور شناسی) راسو (جنس Mustela)

خز

آدم حیله‌گر، مکار، ترفندباز، آب زیرکاه

(واژه) چند پهلو، گمراه کننده، مکرآمیز

واژه‌ی چند پهلو به‌کار بردن

every time his honesty was questioned he weaseled and changed the subject

هر بار که صداقت او زیر سئوال می‌رفت او حرف چند پهلو بکار می‌برد و موضوع را عوض می‌کرد

(عامیانه ـ با: out) از زیر کار فرار کردن، از زیر مسئولیت در رفتن، خلف وعده کردن

he knew how to weasel out of his promises

او می‌دانست چگونه با لطائف‌الحیل خلف وعده کند.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who is regarded as treacherous or sneaky
  2. small carnivorous mammal with short legs and elongated body and neck

واژه‌های دیگر با معنی «راسو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن