دیکشنری فارسی

fitchew

معنی فارسی

راسو ضربان قلم مو

مترادف‌ها

noun
Fitchet, fitch, fitchee, fitchele fitchuk, pole cat, foumart (Mustela putorius).

واژه‌های دیگر با معنی «راسو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن