دیکشنری فارسی

flagon

UKflægən

معنی فارسی

تنگ ، تنگ دسته دارولوله دارودردار ،

يکجورقرابه ياکپ

معنی کامل و مثال‌ها

/flag´ǝn/n.

● تنگ شراب، شراب خوری (که گردن دراز و دسته دارد)

● محتوای تنگ

تعریف انگلیسی

noun
  1. a large metal or pottery vessel with a handle and spout; used to hold alcoholic beverages (usually wine)

واژه‌های دیگر با معنی «تنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن