flees
UKfliːz
USfli:z
معنی فارسی
گريختن در رفتن فرارکردن نابودشدن اجتناب کردن از
گريختن در رفتن فرارکردن نابودشدن اجتناب کردن از
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن