دیکشنری فارسی

flesh and blood

معنی فارسی

گوشت خون خويشاوند

مترادف‌ها

1. Body, human system, corporeal nature.
2. Kindred, blood kindred (especially one's offspring).

واژه‌های دیگر با معنی «گوشت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن