دیکشنری فارسی

floury

UKflauəriː

معنی فارسی

اردي گردي ارد دهنده

معنی کامل و مثال‌ها

/flour´ē/adj.

آردی، ساخته شده یا وابسته به آرد

آرد مانند، آردسان، گرد مانند، گردین

پوشیده از آرد، آردپوش

واژه‌های دیگر با معنی «اردي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن