floury
UKflauəriː
معنی فارسی
اردي گردي ارد دهنده
معنی کامل و مثالها
/flour´ē/adj.
● آردی، ساخته شده یا وابسته به آرد
● آرد مانند، آردسان، گرد مانند، گردین
● پوشیده از آرد، آردپوش