دیکشنری فارسی

fluky

UKfluːkiː

معنی فارسی

اتفاقي متغير غيرثابت الله بختکي

معنی کامل و مثال‌ها

/flōōk´ē/adj.

● شانسی، الله‌بختی، بختی

● نیکبخت، نیکبختانه

● دایما در تغییر، دگرگون‌مند

a fluky breeze

باد متغیر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. subject to accident or chance or change “a chancy appeal at best” “getting that job was definitely fluky” “a fluky wind” “an iffy proposition”

واژه‌های دیگر با معنی «اتفاقي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن