دیکشنری فارسی

stochastic

UKstəkæstik

معنی فارسی

اتفاقي تصادفي

معنی کامل و مثال‌ها

/stō kas´tik, stǝ-/adj.

● بختی، الله‌بختی، اتفاقی، شانسی

● احتمالی، کاتوره‌ای

● (ریاضی) بختانه، استکاستیک، تصادفی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. being or having a random variable “a stochastic variable” “stochastic processes”

واژه‌های دیگر با معنی «اتفاقي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن