دیکشنری فارسی

flummox

معنی فارسی

لعنت کردن برهم زدن باطل کردن شرمنده کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/flum´ǝks/vt.

(قدیمی - خودمانی) مات و مبهوت کردن، سردرگم کردن، گیج کردن

واژه‌های دیگر با معنی «لعنت کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن