flummox
معنی فارسی
لعنت کردن برهم زدن باطل کردن شرمنده کردن
معنی کامل و مثالها
/flum´ǝks/vt.
● (قدیمی - خودمانی) مات و مبهوت کردن، سردرگم کردن، گیج کردن
لعنت کردن برهم زدن باطل کردن شرمنده کردن
/flum´ǝks/vt.
● (قدیمی - خودمانی) مات و مبهوت کردن، سردرگم کردن، گیج کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن