دیکشنری فارسی

flushes

UKflʌʃiz US'flʌʃız

معنی فارسی

ريختن سرخ شدن جاري شدن قرمزشدن جوانه زدن پريدن رميدن

واژه‌های دیگر با معنی «ريختن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن